برگرفته از کتاب غربت ماء معین
در میان آثاری که استمرار غیبت امام دوازدهم علیه السلام بر اهلبیت علیهم السلام بر جای گذاشته است، میتوان به این موارد اشاره نمود.
أ) استمرار غصب حقوق و خلافت الهی
شواهد و موارد مظلومیت اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ حیات شان بیش از حد شماره است. می توان گفت بزرگترین ظلمی که بر اهل بیت علیهم السلام و بلکه بر تمام مخلوقات اتفاق افتاد، مصیبت غصب خلافت الهی امیرالمومنین و فرزندان ایشان علیهم السلام بود. همین غصب خلافت سرمنشاء تمامی ظلم های دیگر محسوب می شود. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ای نسبت به وقائع پس از وفات پیامبر این گونه فرمود:
فَكَذَّبُوا اللَّهَ وَ كَذَّبُوا رَسُولَهُ وَ جَحَدُوا كِتَابَ اللَّهِ النَّاطِقَ بِحَقِّنَا وَ مَنَعُونَا فَرْضاً فَرَضَهُ اللَّهُ لَنَا مَا لَقِيَ أَهْلُ بَيْتِ نَبِيٍّ مِنْ أُمَّتِهِ مَا لَقِينَا بَعْدَ نَبِيِّنَا ص وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا.[1]
پس [غاصبان خلافت] خدا و رسول را تکذیب نموده و آیات قرآن را که گویای حق ما بود انکار کرده و حقوقی که خدا به نفع ما واجب نموده بود از ما بازداشتند، اهل بیت هیچ پیامبری از امت آن پیامبر این قدر ظلم و ستم ندید که ما پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله متحمل شدیم و خدا یاور ماست بر هر که به ما ظلم و ستم نموده است.
طبق این حدیث همچنان تکذیب خدا و رسول و قرآن و منع اهل بیت علیهم السلام از حقوقشان توسط مخالفینشان ادامه دارد. همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام همواره بر فراز منبر کوفه میفرمود:
مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.[2]
همواره از هنگام وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله من مورد ظلم قرار گرفته ام.
پس از واقعه هجوم به بیت حضرت صدیقه سلام الله علیها در ماجرای غصب خلافت، و پس از شهادت آن بانو، امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي… .[3]
اندوه من پايان پذير نيست و شبم همه در بىخوابى گذرد و غمى دارم كه از دل نرود… . [4]
ب) تجدید مصیبتزدگی در روزهای عید
با اینکه روز عید نزد همگان، روز شادی و نشاط و سرور محسوب میشود، اما برای این خاندانِ ستمدیده، روز عید روز تجدید و تکرار حزن و غم و اندوه به شمار میآید. امام باقر علیه السلام میفرماید:
هیچ عیدی برای مسلمانان نیست؛ فطر یا قربان، مگر این که برای اهلبیت غم و اندوه تازه میشود. راوی سوال میکند: چرا فدایتان گردم؟ حضرتش پاسخ میدهد: از آن رو که میبینند حق ایشان در دست دیگران است.[5]
روشن است که ماجرای غصب حقوق اهلبیت علیهم السلام در طول تاریخ، از روز اول بعد از رسول خداصلوات الله علیه و آله همواره ادامه داشته و پایان نیافته است. امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره فرمود:
انّ فلاناً وفلاناً غصبونا حقّنا.[6]
فلان و فلان حقّ ما را غصب کردند.
دوم؛ استمرار حزن شدید و گریه اهل بیت علیهم السلام و ملائکه در مصیبت سیدالشهداء علیه السلام
أ) استمرار گریه و ضجه صدیقه کبری علیها السلام تا ظهور امام زمان علیه السلام
اما می توان گفت آن اندوه و حزن مستدامی که قرن هاست حلقوم شیعه را فشرده و راه نفس بر او میبندد، حزن، اندوه و گریه دائمی بانوی دو سرا، صدیقه کبری علیها السلام در مصیبت جگر گوشه شان سیّدالشهداء علیه السلام است. حزن و اندوه و ناله ای که طبق فرمایش امام صادق علیه السلام پایان و انتهائی ندارد.
حضرتش به ابوبصیر آن یار باوفا فرمود:
«ای ابوبصیر مادر ما صدیقه کبری علیها السلام بر [مصیبت جدمان] سیدالشهداء علیه السلام میگرید و از شدت گریه، شهقه و فریاد بر میآورد، در نتیجه آتش جهنم زبانه و شعله میکشد و اگر خازنان جهنم، آتش و شعله آن را کنترل نمی کردند، شعله آن تمامی اهل زمین را به آتش میکشید، پس تا زمانی که صدیقه علیها السلام آرام نگیرد آتش و شعله و هیجان جهنم آرام نخواهد گرفت.»[7]
بلی آتش و شعله جهنم ساکت و ساکن نخواهد شد تازمانی که صدیقه کبری علیها السلام ساکن و آرام شده و از گریه بر فرزند غریب و مظلمومش باز ایستد و چنین امری اتفاق نمی افتد تا هنگامی که انتقام خون و ظلمی که بر سیّدالشهداء علیه السلام رفته است گرفته شود. و آن نیز اتفاق نخواهد افتاد مگربا ظهور موفورالسرور حضرت بقیة الله الاعظم؟عج؟.[8]
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام در مورد گریه مدام مادرشان صدیقه کبری علیها السلامبر مصائب جد غریبش سیّدالشهداء علیه السلام میفرماید:
«مادرمان آن قدر میگرید تا تمامی آسمانیان از شدت گریه او به گریه میآیند، در این گریه هزار پیغمبر، هزار صدیق، هزار شهید و هزار هزار از ملائکه کروبیین آن بانوی مکرمه را یاری میرسانند، آن بانوی مظلومه ناله و فریادی از گریه میزند که در آسمانها فرشتهای نمی ماند مگر از شدت گریه آن حضرت، آن فرشته نیز به گریه میآید و آن بانو آرام نمی گیرد تا اینکه پدرش رسول خداصلوات الله علیه و آله نزد آن حضرت آمده و میفرماید دخترم، تمامی اهل آسمانها را به گریه آوردی…» .[9]
این ها صحنه هایی از وقائع عالم ملکوت است که تنها زبان و بیان وحی و فرمایشات اهل عصمت علیهم السلام قادر است از آن آگاهی یافته و ما را بدان واقف سازد.
ب) استمرار حزن و اندوه سیدالشهداء علیه السلام بر مصائب خود تا ظهور امام زمان علیه السلام
وجود مقدس سیّدالشهداء علیه السلام خود با یاد نمودن قسم جلاله و با تاکید فراوان خطاب به فرزندش زینالعابدین علیه السلام میفرماید:
پسرم علی! به خدا سوگند! خون من آرام نخواهد گرفت تا هنگامی که خدای متعال مهدی علیه السلام را برانگیزاند و اوست که هفتاد هزار نفر از منافقین کافر را در انتقام خون من به هلاکت خواهد رساند.[10]
همچنین طبق بیان روایات شریفه، شخص سیّدالشهداء علیه السلام دائما مصیبت زده است تا زمانی که بدست فرزندش حضرت بقیةالله؟عج؟ انتقامش گرفته و حقش احقاق شود. از این روی در تعابیر مختلفی در متون زیارات خطاب به آن شهید غریب میخوانیم:
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمُصِيبَةِ الرَّاتِبَة.[11]
سلام بر تو ای صاحب و قرین مصیبت و غم دائمی و دنبالهدار.
ج) تداوم گریه اهل بیت علیهم السلام در مصیبت جدشان
امام صادق علیه السلام فرمود:
مَا زِلْنَا فِي عَبْرَةٍ بَعْدَهُ (یعنی بعد الحسین علیه السلام)[12]
چشمان ما خاندان اهلبیت، به صورت پیوسته پس از امامحسین علیه السلام بر مصائب آن حضرت اشکبار است.
لذا طبق روایات تا زمان گرفته شدن انتقام الهی، همواره چشمانِ منتظرِ این خاندان، اشکبار خواهد بود.
د) زخم شدن پلک چشمان اهلبیت علیهم السلام از شدت گریه بر مصیبت های گذشته
استمرار و ادامه یافتن غیبت، آثار غمبار متعدد دیگری نیز به همراه دارد. علاوه بر اشکبار بودن مستمر چشمان اهل بیت علیهم السلام، پلک چشمان ایشان نیز از شدت گریه بر مصیبت های سیدالشهداء علیه السلام زخم گشته است. چنانچه امام ثامن ضامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در مورد جد غریبش فرموده است:
إِنَ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ و أَوْرَثَتْنَا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاء.[13]
روز مصیبت امام حسین علیه السلام پلکهای ما را زخم نموده و اشکهای ما را جاری کرده و عزیزان ما را در زمین کربلا ذلیل نموده و تا روز قیامت برای ما میراث غم و بلاء و مصیبت به جای گذاشته است.
توضیح:
با توجه به آن که حضرت از واژه «جُفُونَنَا» و ضمیر جمع استفاده نموده است، زخم شدن پلک چشم ها، منحصر در وجود مقدس امام رضا علیه السلام نبوده و بلکه همه اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام زمان علیه السلام مشمول این حال خواهند بود.
و مصیبتهای گذشته وارد شده بر اهلبیت علیهم السلام التیام نخواهد یافت تا هنگامی که انتقام آن ظلمها و جنایتها گرفته شود.
ه) مصیبت زدگی مستمر ملائکه در دوره غیبت
ملائکه الهی در مصیبت اهل بیت علیهم السلام و مصیبت غیبت امام زمان علیه السلام، عزادار و ماتم زدهاند. چهار هزار فرشتهای که از آسمان برای نصرت امام حسین علیه السلام نازل شده، اما به یاری حضرتش موفق نشدند، مو پریشان، غبارآلوده و غمگین در انتظارند که از یاورانِ منتقم باشند و شعارشان این است که: «یالثارات الحسین علیه السلام.»[14]
همچنین آنگونه که اشاره شد، هزار هزار از ملائکه کروبیین، صدیقه کبری سلام الله علیها را در گریه و عزاداری بر مصیبت سیدالشهداء علیه السلام یاری میرسانند و همچنین گاهی در آسمانها هیچ فرشتهای نمی ماند مگر آن که از شدت گریه آن بانو، آن فرشته نیز به گریه میآید.[15]
سوم؛ استمرار دسته بسته بودن اهل بیت علیهم السلام
دعبل خُزائی آن شاعر پرآوازه و دوستدار اهلبیت علیهم السلام در محضر امام رضا علیه السلام و در مصیبت این خاندان این گونه سرود:
لا اضحک الله سن الدهر ان ضحکت
و آل احمد مظلومون قد قهروا
خدا صورت روزگار را نخنداند اگر بخواهد بخندد
در حالیکه آل احمد مورد ظلم و قهر قرار گرفتهاند.
مشردون نفوا عن عقر دارهم
کانهم جنوا ما لیس یغتفر[16]
از میان خانههای خود آواره و تبعید شدهاند گوئی جنایتی انجام دادهاند که قابل بخشیدن نیست.
همو در محضر مبارک حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام، اشعاری در وصف حال اهلبیت علیهم السلام میسراید تا به این بیت میرسد:
اذا وُتروا مدوا الی واتریهم اَکُفّا عن الاوتار منقبضات[17]
یعنی هر گاه این خاندان هدف حربه تيرِ جنايت و بلا و ظلمِ دشمن واقع مي شوند، دستهاى تهى از حربه و دست های بستهشان را بسوى دشمن میگشايند.
هنگامی که شعر دعبل به این جا رسید امام رضا علیه السلام کف دو دست خویش را زیر و رو کرده و چرخانده و میفرمود: آری به خدا قسم اینچنین است، دست های ما بسته است!
امروز نیز دست امام زمان علیه السلام در مقابل سیل هجمهها و تهمتها از دفاع و بیانِ پاسخ بسته است و تنها راه باز شدن دست اهل بیت علیهم السلام، ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.
[1] – کافی، ج 8 ص 63.
[2] – سليم بن قيس هلالي، ج2 ص 750.
[3] – کافی ج 1 ص 458.
[4] – شاید برخی اشکال کنند که طبق این روایت، حزن امیرالمومنین علیه السلام الی الابد خواهد بود و حتی با ظهور امام زمان علیه السلام نیز خاتمه نخواهد یافت. پاسخ این است؛ از آنجا که طبق روایات کثیره، ظهور و فرج موجب شادی و سرور اهل بیت علیهم السلام می شود، این فرج و سرور یقینا موجب کاهش و تخفیف حزن اهل بیت علیهم السلام خواهد بود. روشن است هنگامی که انسان از موضوعی ناراحت باشد، و در آن هنگام اتفاق مسرت بخشی برای او رخ دهد، توجه او به غم کاهش یافته و در نتیجه حزن او تخفیف می یابد. در مورد سرور اهل بیت علیهم السلام در هنگام فرج، به عنوان نمونه نگاه کنید به؛ کافی ج 4 ص 575: اللَّهُمَّ أَرِنَا الرَّخَاءَ وَ السُّرُور، همچنین بحارالانوار ج 99 ص 266: أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُرِيَنَا فِيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَج.
[5] – کافی ج4 ص 170.
[6] – تفسیر قمی ج2 ص 254.
[7] – يا أَبَا بَصِيرٍ إِنَّ فَاطِمَةَ علیهاالسلام لَتَبْكِيهِ وَ تَشْهَقُ فَتَزْفِرُ جَهَنَّمُ زَفْرَةً… لَوْ لَا أَنَّ الْخَزَنَةَ يَسْمَعُونَ بُكَاءَهَا وَ قَدِ اسْتَعَدُّوا لِذَلِكَ مَخَافَةَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْهَا عُنُقٌ- أَوْ يَشْرُدَ دُخَانُهَا فَيُحْرِقَ أَهْلَ الْأَرْضِ فَيَحْفَظُونَهَا مَا دَامَتْ بَاكِيَةً وَ يَزْجُرُونَهَا وَ يُوثِقُونَ مِنْ أَبْوَابِهَا مَخَافَةً عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَلَا تَسْكُنُ حَتَّى يَسْكُنَ صَوْتُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاء؛ کامل الزیارات ص 82.
[8] – يَا وَلَدِي يَا عَلِيُّ وَ اللَّهِ لَا يَسْكُنُ دَمِي حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ الْمَهْدِيَّ…مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج4، ص 85.
[9] -… وَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع إِذَا نَظَرَتْ إِلَيْهِمْ وَ مَعَهَا أَلْفُ نَبِيٍّ وَ أَلْفُ صِدِّيقٍ وَ أَلْفُ شَهِيدٍ وَ مِنَ الْكَرُوبِيِّينَ أَلْفُ أَلْفٍ يُسْعِدُونَهَا عَلَى الْبُكَاءِ وَ إِنَّهَا لَتَشْهَقُ شَهْقَةً فَلَا يَبْقَى فِي السَّمَاوَاتِ مَلَكٌ إِلَّا بَكَى رَحْمَةً لِصَوْتِهَا وَ مَا تَسْكُنُ حَتَّى يَأْتِيَهَا النَّبِيُّ ص [أَبُوهَا] فَيَقُولُ يَا بُنَيَّةِ قَدْ أَبْكَيْتِ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ شَغَلْتِهِمْ عَنِ التَّسْبِيحِ وَ التَّقْدِيس؛ کامل الزیارات ص87.
[10] – يَا وَلَدِي يَا عَلِيُّ وَ اللَّهِ لَا يَسْكُنُ دَمِي حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ الْمَهْدِيَّ… مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج4، ص 85.
[11] – مزار شهید اول ص 45 و 46. همچنین تعابیری مشابه مانند: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَرِيعَ الْعَبْرَةِ السَّاكِبَةِ وَ قَرِينَ الْمُصِيبَةِ الرَّاتِبَة؛ همان ص 174.
[12] – کامل الزیارات ص 81.
[13] – امالی صدوق ص 128. غضب و رضای معصومین علیهم السلام، در راستای غضب و رضای الهی است و می دانیم که ایشان در موارد متعددی در راه خدا از حقوق شخصی خویش، چشم پوشی نموده اند، بنابراین روشن است که موضوع انتقام آن حضرت، موضوعی شخصی نبوده، بلکه وظیفه ای است الهی که خدای متعال به دوش آن حضرت گذاشته است.
[14] – وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَالَثَارَاتِ الْحُسَيْن. امالی صدوق ص 130.
[15] – کامل الزیارات ص87.
[16] – کمال الدین ج2 ص 376.
[17] – کمال الدین ج2 ص 373.